یکشنبه، 19 نوومبر 2017

یک سوال

 

به قلم الهه افتخار

 

 

یک سوال:

انسان تر می شویم یا وحشی تر؟

 

 

امروز هنوز هم اجتماعی عظیم از انسان ها با مسایل عمیق و سنگین حیاتی در جوامع خود روبرو اند و به بسیار سادگی والاترین منظومه اخلاقی و حیثت و حرمت انسانی  پیرامون آنها و پیش چشمان حیرت زده شان در مرداب جهل و نادانی و وحشیگری غرق میگردد.

گویی جامعه انسانی به بزرگترین مسلخ انسانی  مبدل گردیده است . توحش بیرقیب که میلیون ها انسان را بیرحمانه با انتحار، انفجار، قتل و کشتار دسته جمعی ، تیرباران و قطع اعضای بدن مسخ و نابود میسازد و جایگاه  انسان و آزادی و حیثیت و حتی معنی و تعریف آن را به بن بست کشانیده است.

مسئله خیلی مهم این است که ما با یک عده مسایل و اخلاقیات مرجع به عنوان فرهنگ و مذهب از قبل پذیرفته شده زندگی و رفتار میکنیم. اما غافل از آن استیم که امروز در جوامع ما اخلاقیات و فرهنگ و مذهب در دست کسانی میباشد که بنا به غرایز و شهوات خود از آن استفاده میکنند . اصلاً افسار اخلاقیات تا به  امروز بدست دو گروه بوده است:

یک: مذهبیون که دید و باور و اخلاقیات دیگران را مطابق آنچه خودشان میخواستند فورم و حتی تغییر میدادند و دستور هاشان ظاهراً بدون هیچ کراهت برای مردم قابل پذیرش بوده است.

دراین جا میزان اخلاقیات جوامع را تا جایی پی گیری میکنم .

این مسئله را اکنون میدانیم که ما از کجا این مفکورها را برای خویش بوجود آورده ایم.

به سخنی از دکتر هلا کویی : “هرگاه افراد مسئاله را نمی توانند حل کنند از نادانی و ناتوانی، آن را به قضا و قدر، سرنوشت، شیطان و دیگران نسبت می دهند….” ازاینجا است که دید های تیکه داران مذاهب بیشتر بر پایه ترس و وحشت و نادانی و ناتوانی مردمان در حل مسئاله هاشان استوار بوده است .

انسانها در طول تاریخ از سه ناحیه وحشت بزرگ داشتند که باعث تولید اوهام و باور ها به شیوه خرافات پرستی وعقیده های بی اساس گردید. اولاً ترس از طبیعت به این گمان که گنهکاری انسان دلیل برای  قهر خدا به شکل فجایع طبیعی باشد.

دوم؛ ترس از اینکه مبادا انسان؛ یک موجود رها شده و مورد تعقیب باشد تا مثل دزد با پشتاره دستگیر و به مجازات برسد. برای انسان جاهل که این ترس را داشت هیچ معلوم هم نبود که چه عمل و نیت گناه و جرم است و چه؛ نیست. همین بود که او تدبیر هایی مثل خون ریختاندن و قربانی کردن به نام قدرت تعقیب کننده و غضبناک بر خودش را به وجود آورد که رفته رفته رسم و عنعنه جاودانی به نظر آمده تقلید شده رفت. بلی خون ریختن و کشتن اولاده و همنوع خود برای کسب صواب و رسیدن به جایگاه آرام ابدی.

و ترس سوم بشر؛ ترس از گرسنه ماندن و از گرسنه گی و احتیاج مردن و خوار و ذلیل شدن است . این ترس را آدم های وحشی اولیه آنقدر ها با زراعت و پرورش دام ها و حتی جمع آوری نعمت های تیار در طبیعت کاهش نمیدادند، صعنت و دیگر کسب و کار و هنر که اصلاً نبود؛ بلکه به طور یک قاعده با غارت و چپاول مال و ناموس و تجاوز به حریم و آزادی انسان ها عمل میکردند. زیاد ترین مذاهب برای توجیه همین وحشیگری به وجود آمدند که غارتگری همراه با قتل و کشتار دیگران را به عنوان هدیه خدا برای خویش بدانند و با دادن مثلاً 5 یک یا 10 یک یا 40 یک آن به نمایندگان خدا آنرا پاکیزه و حلال خود بگردانند.

حالا هم روش و منش قدرت ها و کشور های غارتگر که داد از دموکراسی و حقوق بشر هم میزنند؛ با تفاوت های شکلی عین همان روش وحشیان اولیه است. چنانچه تاریخ استعمار؛ تکرار همان تاریخ وحشیان غارتگر بی دم و یال میباشد.

ظاهراً در هیچ دین و مذهب برای ظلم و زور بر مردمان تاکید نشده است. و در هیچ تعلیم  گفته نشده است، که باید سلاح هایی تا حد بمب اتم ساخت و میلیون ها انسان را به نابودی کشانید. مگر امروز حتی بدتر از گذشته ها با کمال تاسف باورهای خرافاتی به نوع خیلی دهشتناک رو به توسعه میباشد. جنگ های خونین که میلیون ها کودک و جوان و مسن جامعه قربانی به نام جهاد یعنی به نام دین و به نام خدا میشود؛ هر روز ابعاد تازه تر می یابد و سرزمین ها و مردمان بیشتر را به کام میکشد.

در واقع هدف بانیان مذاهب این بوده است که ما میتوانم در بدل یک سلسله باور ها و مناسک و قربانی ها و پرستش ها خوب و بهتر زندگی کنیم و آن 3 ترس و وحشت که داریم نابودمان نسازد . مگر تعلیماتی که مقلدان از آن پیروی میکنند؛ همان است که علامه اقبال میگوید:

زما  بر  زاهد  و  ملا ؛  سلامی ===  که  پیغام  خدا  دادند  ما را

ولی تأویل شان در حیرت انداخت === خدا و جبرئیل و مصطفا را

 

سوریه : شامل دیار اسلام و یکی از کشور های اسلامی میباشد، مگر جهاد سوریه  تصویر جدید از اسلام رقم زده؛ از جمله صدور فتوای «جهاد نکاح» مسئله بی پیشینه در تاریخ اسلام است که هزاران دختر و زن جوان از کشورهای مسلمان نشین را برای این حکم با جبر و اغوا و فریب به سوریه میکشانند و مورد بهره کشی جنسی قرار داده تفاله میکنند.

نتیجه عمل چهره زشت و نفرت انگیز از اسلام  به دنیا نشان دادن است و اینکه عاقبت آن چه میشود معلوم نیست . ترویج سریع این افکار وحشیانه همراه با خشونت علیه زنان و دختران در کشور های اسلامی که در تمام طول تاریخ با شدت یا ضعف ادامه داشته تا آن جا که دختران با پدیده فوق وحشیانه و وحشتناک ختنه روبرو بوده اند؛ اسلامیت را خیلی ها غیر قابل دفاع میسازد.

همین اکنون عنوان درشت اکثر رسانه هاست که سی میلیون از دختران در معرض ختنه قرار دارند.

در نتیجه تحقیق سازمان ملل بیش از 135 میلیون دختر و زن ختنه شده اند که در کشور هایی ساکن اند که بیشتر شان با این عمل رسماً و قانوناً مخالف اند و شامل 29 کشور افریقایی و خاور میانه است .

همدا راز وګورئ

f-image

له ولسمشره تر ولسکشره!!! هيواد وال په ويره کې دي

  له ولسمشره تر ولسکشره!!! هيواد وال په ويره کې دي دولسمشر په کابينه کې …

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *