یکشنبه، 19 نوومبر 2017

تجزیه افغانستان، تجزیه آسیا

 

تجزیه افغانستان، تجزیه آسیا!

در گذشته ها کمتر و به صورت مقطعی، اما از چندی بدینسو گرم و جدی موضوع تجزیه افغانستان از جانب حلقات و افراد مشخص داخلی و خارجی در رسانه ها و محافل عمومی مطرح میگردد حتی که رییس جمهور نیز مجبور گردید تا در مورد اظهار نظر نموده و از خطر تجزیه کشور برای مردم هوشدار بدهد.

کشور های صنعتی جهان (G8 و G20) تحت نام نظم نوین/ جهانی شدن مصروف تغییر وارد نمودن در جغرافیایی سیاسی و اقتصادی جهان هستند تا باشد منافع آنان تضمین و رهبریت دنیا را با شیوه های مدرن بدست داشته باشند. این تغییرات بیشتر متوجه کشور های خاورمیانه و آسیا می باشد که باید روی مرزبندی آنان تجدید نظر گردد، که در صدر جدول کشور های مورد هدف چون عربستان، عراق، یمن، سوریه، مصر، ترکیه، افغانستان، پاکستان، ایران، ارمنستان و آزربایجان در قدم نخست جا گرفته اند.
بر اساس طرح و برنامه های ترتیب شده ابرقدرت ها، جهت تامین منافع آنان باید برخی از کشور ها توسعه یافته و برخی دیگر پارچه و کوچک گردند. همچنان در جهان اسلام از جانب این قدرت ها تلاش صورت میگیرد تا با مشخص نمودن مرزهای مذهبی گروپ ها و حلقات تاثیر گذار مشخص، و در معاملات از آنان استفاده گردد.

افراد و حلقات مشخص بر اساس روابط فکری/ ایدیولوژیک با در نظر داشت منافع مشترک و دریافت کمک های مالی و تخنیکی از جانب نهاد های استخباراتی و قدرت های رده ای اول جهان تلاش می کنند تا برای نشان دادن زوربازوی قدرت های بزرگ در میدان افغانستان پشت یکدیگر را به زمین زدن و تعین سرنوشت به سطح جهان نمایند. ابزار که برای جنگ و امتیاز گیری بکار گرفته میشود مسایل چون مذهب، قوم، زبان، ولایت، پیشینه تاریخی، هویت و … که بر اساس فورمولای استثمار وقت، تفرقه بی انداز و حکومت کن عمل مینمایند اما غافل از آن که دیگر در جهان این ابزار به صورت درازمدت و عمومی خریدار نداشته و شیوه های جدید جهت حفظ منافع ملی کشور ها با در نظر داشت روابط دیپلوماتیک و در نظر داشت منافع یکدیگر جاگزین شده و شکل تعاملات تغییر کرده است.

اما روی دیگر سکه، تلاش قدرت ها برای تجزیه افغانستان بر اساس برنامه های طرح ریزی شده به سه بخش پشتونستان، بلوچستان و خراسان نوین پیام خیلی خطرناکتری را برای آسیا دارد. نباید فراموش کرد که مشکلات زیاد از لحاظ ساختاری و استقلال طلبی در بلاک شرق از گذشته ها مطرح است به طور نمونه آسام در هند، تبت در چین، چچن در روسیه، کردستان در ایران/ترکیه، بلوچستان/پشتونستان در پاکستان و چندین مورد دیگر؛ اما بنام انقلاب هرج و مرج ایجاد کردن و پارچه نمودن کشور ها نیاز به پیشگام شدن و مثال زنده در منطقه دارد که بدبختانه افغانستان نسبت عدم داشتن سیاست مناسب و نهادینه شده، عدم مدیریت موفق و تیم پالیسی ساز که مورد تائید اکثریت روشنفکر و توده های مردمی باشد کشور مناسب تر با پیش زمینه های مساعد تر برای تجزیه میتواند عمل نماید.

نیاز است تا دولت ها و مردم بلاک شرق بخصوص احزاب، نهاد های مدنی، رسانه ها و حلقات روشنفکری هوشیارانه و زیرکانه با برنامه های طرح شده کلان غرب / اروپا برخورد کرده و نگذارند تا سرنوشت کشور ما و در کل بلاک شرق چون افریقا گردد.

محمدرحیم جامی
04 جولای 2013

همدا راز وګورئ

f-image

از زن آزاری و زن ستیزی تا زن ـ کفانی و زن ـ جهادی

  به قلم الهه افتخار   از زن آزاری و زن ستیزی تا زن ـ …

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *