سه شنبه، 17 اکتوبر 2017

ضربِ شلاق

 
ضربِ شلاق
 
کارو بارِ مملکت رو بر تباهی میکشد
زندگی ما را بسویِ چار راهی میکشد
عافیت قصدِ فرار از شهرِ کابل میکند
انتحاری انتظار درارگِ شاهی میکشد
علتِ بیداد و بی امنی نظامِ کشور است
بارِ بی نظمی زقانون دستگاهی میکشد
تحتِ نامِ صالح وآشتی خون ریزند بارها
دردوغم را مردمِ بی سرپناهی میکشد
مامگرنیستیم بشرتاحقِ خود آریم بدست
ازچه رو یک ملتی بَر پرتگاهی میکشد

پاس وحدت را ندانستیم هریک زآنسبب
بارِدشمن را بدوشِ خویش واهی میکشد
شام تاریک محشرِ دیگر بپا خواهد نمود
پرده ازظلمت برُخسارِ چوماهی میکشد
بازشلاق است بفرقِ خواهران ومادران
ضربِ شلاق را زنانِ بی گناهی میکشد
عُمرها شد زار مینالد فروغ درغُربتش
ناله ها سودی نکرد بیهوده آهی میکشد

21/6/2013
باتقدیم احترام فروغ از لندن

همدا راز وګورئ

f-image

نامۀ دختری به پدران وطن

نوشته از پوهندوی شیما غفوری نامۀ دختری به پدران وطن    پدران افغانستان تا کی …

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *