دوشنبه، 25 سپتمبر 2017

زبانِ مادری، هریک بنازم


زبانِ مادری، هریک بنازم
*****************

زبان را اصغرواکبرکشیدند
دری را،از درِ دگر کشیدند
کسَاد بازارِخون وانتحاربین
بجانِ فارسی خنجر کشیدند
بِدادند تیغ را بر دستِ جاهل
زدانشگاه،پوستِ سر کشیدند

نمیدانم چرا؟ فرهنگ ستیزان
لباسی دشمنی در بَر کشیدند

زِدانشگاه و پوهنتون چندیست
شرنگِ دشمنان را سرَکشیدند

بتاریخِ کُهن کسرا نظر نیست
مَیِ وحدت بیک ساغرکشیدند
دری بود، زیبِ دربارِ نیاکان
نوایِ فخر،از این دَر کشیدند

غواصانِ ادب،درطولِ تاریخِ
زِعُمقِ بحرِ آن گوهر کشیدند

به بالِ این هُما پرواز کردند
به اوجِ بیکران شهپر کشیدند

زعُرفان وتصوف راه جُستن
ملایک گونه بال و پرکشیدند

زفضلِ معرفت باعلم ودانش
فروغ و زیورِ برتر کشیدند
زبانِ مادری، هر یک بنازم
نه آنرا بهرِشورو شَرکشیدند

2/6/2013
باتقدیم احترام فروغ ازلندن

همدا راز وګورئ

f-image

من وطن را دوست دارم

  من وطن را دوست دارم   ای عزیزان گلشن و باغ و بهارِ ماکجاست؟ …

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *