سه شنبه، 17 اکتوبر 2017

پیروزی بدون برنامه

 
پیروزی بدون برنامه

سر مقاله روز نامه وزین هشت صبح در مورد تجلیل از رویداد هشتم ثور :
دوشنبه ۹ ثور ۱۳۹۲
 
تجلیل از هشتم ثور، امسال خیلی کم‌رنگ بود. ظاهرا حکومت به‌دلایل امنیتی حاضر به برگزاری این جشن نیست. طالبان به مراسم گرامیداشت از هشتم ثور در سال ۱۳۸۷، حمله کردند. به‌نظر می‌رسد که ترس از تکرار چنین حمله‌ای حکومت را وادار کرده تا جشن هشت ثور را خاموشانه در ارگ برگزار کند. اما اصولا آن‌چه که روز‌های ملی خوانده می‌شود، باید از سوی مردم گرامی‌داشته شود. اگر روزی به واقع نماد تجلی آرمان‌های جامعه باشد، بدون تردید از سوی مردم، گرامیداشت می‌شود. اما به‌وضوح می‌بینیم که مردم افغانستان علاقه چندانی به بزرگداشت از هشت ثور ندارند.
به‌نظر ما عمده‌ترین دلیل این امر این است که هشت ثور، سال روز پیروزی مجاهدان، پیامد‌های خونین و فاجعه‌باری داشت. مردم عام افغانستان انتظار داشتند که با پیروزی مجاهدان، آرامش و امنیت سراسری به کشورشان بر می‌گردد و روند بازسازی شروع می‌‌شود. اما به‌جای آن، مرحله جدیدی از جنگ، بحران و بی‌ثباتی در کشور رقم خورد. کابل شهر تاریخی و پایتخت کشور، مانند پایتخت‌های اروپایی در جنگ جهانی دوم، ویران شد، نهاد دولت به کلی از هم پاشید، اموال عمومی به غارت رفت و نهاد‌های ملی چون ارتش و پولیس، نابود شدند.
بر بنیاد گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی، در جنگ‌های «تنظیمی» در کابل، هزاران خانواده، داغدار شدند، ملکیت‌های خصوصی خانواده‌ها به یغما رفت و به زنان تجاوز شد. همه این رویداد‌های فاجعه‌بار که بخش سیاه و تراژیک تاریخ کشور ما است، پیامد هشت ثور بود. به همین دلیل است که مردم افغانستان، زیاد علاقه‌مند نیستند از این روز گرامیداشت شود. چرا پیروزی مجاهدان، ثبات و آرامش برای کشور به ارمغان نیاورد؟ عمده‌ترین دلیل این امر، این بود که سازمان‌های جهادی و رهبران‌شان، هیچ برنامه‌ای و فکری برای افغانستان پس از جنگ نداشتند.
رهبران همه تنظیم‌های جهادی و شخصیت‌های کلیدی‌شان می‌گفتند که هدف آنان، بیرون راندن شوروی‌ها و سقوط حکومت وابسته به آن است، اما برای پس از سقوط، هیچ برنامه و فکر مشخص و روشنی وجود نداشت. رهبر هر تنظیم جهادی، حکمرانی بر افغانستان را حق منحصر به فرد خودش می‌دانست و نیازی به برنامه و فکر نمی‌دید. به همین دلیل بود که سازمان‌های جهادی در دوران جنگ با شوروی‌ها، اصلا به فکر کادرسازی و تربیه نیروی متخصص نبودند و صرف به جنگ، کشتن و کشته‌شدن، فرا می‌خواندند.
سازمان‌های جهادی، در آن زمان، از چیزی به‌نام «دولت اسلامی» سخن می‌گفتند، اما منظورشان از این عبارت دقیقا روشن نبود. هیچ کس نمی‌دانست که این «دولت اسلامی» یعنی چه؟ این بی‌برنامگی و نبود تفکر روشن و سازنده سبب شد که رهبران و چهره‌های کلیدی سازمان‌های جهادی نتوانند روی تشکیل یک دولت فراگیر به توافق برسند. به همین دلیل کشور به عمق بی‌ثباتی، جنگ داخلی و هرج‌ومرج سقوط کرد. برخی از رهبران و فرماندهان ارشد جهادی حتا از اخلاق و تقوای شخصی فاصله گرفتند. زراندوزی نامشروع، غصب زمین و دارایی‌های عامه و دست‌برد به ملکیت‌های خصوصی، در برخی از موارد با نام شماری از فرماندهان و چهره‌های مهم جهادی پیوند دارد. این نابه‌سامانی‌ها سبب ظهور گروه طالبان شد. ظهور طالبان صرف نظر از عوامل خارجی‌اش، واکنشی بود به هرج‌ومرج حاکم بر کشور در نیمه اول دهه هفتاد خورشیدی که سازمان‌های جهادی مسوول آن بودند.

همدا راز وګورئ

f-image

تاريخ يو ځل بيا تکراريږي

  تاريخ يو ځل بيا تکراريږي ! روسانو چې په راتلونکي کې د وتلو اعلان …

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *