یکشنبه، 19 نوومبر 2017

نقش و رسالت مبارزین ملی گرا

میرعنایت الله آشفته                                                                                                          1/4/2013 

 

نقش و رسالت مبارزین ملی گرا

 

قوای ائتلاف زیر چتر شورای امنیت ملل متحد، ظاهراً جهت برچیدن دام های گُستردۀ  آی اس آی  يعنى اشغال مخفی پاکستان، درهم شکستن گروهای تروریستی القاعده، از قبل جا سازی شده درمناطق پشتون نشین هردو طرف خط تحميلى ديورند و سرنگونی رژیم طالبان، درافغانستان اقدام به حملۀ نظامی نمودند. براى رسیدن به مؤفقیت های سریع و کمترین تلفات، یک‌ بار دیگر دست دوستی و حمایت به جانب جنگ سالاران مغلوب شدۀ فراری ازجانب امریکا دراز گردید. این اشتباۀ مکرر امریکا در واقع جوابی مثبتی بود به همسايه ها و كشورهاى منطقه بشمول هند و روسیه جهت تشکیل یک دولت ائتلافی و نه دولت متعلق به همۀ مردم افغانستان.

با پیش کشیدن شعار های عوام فریبانۀ چون آزادی بیان، دیموکراسی  و . . . در جامعۀ قبیلوی وعشیره يِی عقب نگهداشته شدۀ افغانستان به شکل مسخ شدۀ آن، منحیث ابزار به جنگ سالاران وناقضین حقوق بشرتحویل داده شد. تا دیموکراسی وارداتى شان بالوسيله آنها به اصطلاح نهادینه گردد. کار کُشته گان مکتب سوز، تخریب کاران مؤسسات دوائر دولتی و چپاول گران سرمایه های ملی، راکت پران های حرفه يی، با داشتن تجارب ويرانگری و معامله گری های سیاسی شان با استفاده ازفرصت پیش آورده شده، خواسته های ضد ملى شانرا عملى سازند.

 

مطابق برنامه های از قبل داده شده، درمطبوعات خصوصی و رسمی به زهر پاشی، افتراق زبانی، قومی، سمتی و تنظیمی مصروف فرقه فرقه نمودن مردم جهت ادامۀ قدرت نا مشروع خویش متوسل شدند. حال روی سخنم به انگشت شمار هموطنانی است که آگاهانه یا غیر آگاهانه آب در آسیاب دُشمن می ریزند، و بنام  تحلیل گرسیاسی!؟ یا قلم بدست مُزد بگیر ! در حمایت به حلقه کوچک وابستۀ گُمراۀ خویش هرآنچه دل تنگ ایشان لازم میدانند، بدون احساس نیک به وطن و اهمیت قائل شدن به منافع ملی، وحدت ملی، به بهانۀ آزادی بیان، ضد منافع علیای کشور به عُقده گُشايِی و اظهارات سخیفانه مبادرت مى ورزند. مردم افغانستان آرزو دارند تا روابط دوستانه با همسایگان خود مثل سائر کشورهای جهان داشته باشند. اما زمانیکه تهیه فلم های غرض آلود، ویدیوها، طبع کُتب فاقد ارزش های علمی، اراجیف و آثار جعلی، برنامه های خاص و اظهارات سبُک سرانه درتلویزیون های خصوصی توضیف شدگان شان، به معرفی خوبترین شیعه و بد ترین سنی جهان، در قبال فرزندان این خاک توسط بسیجی های ایران، جهت ایجاد افتراق بین هموطنان ما مطرح میگردد. کجا اند، این رسالت مندان مُزد بگیر!؟ فرهنگیان!؟، تحلیل گران سیاسی و نهاد های مدنی وحقوقی وطن دوست!؟

با کمال وقاحت این چهره های محدود و انگُشت شمار، شناختانده  شدۀ  قرار دادیان به اصطلاح نهاد های مدنی و مراجع تمویل شان با تبلیغات کر کنندۀ یک جانبه، خود را عقل کُل دانسته ازسنگر باورهاى تنگ نظرانۀ زبانی، قومی و مذهبی، قضایای جهانی را بزعم خویش کار شناسانۀ!؟ مورد غور، بحث و مداقه سمتی و ستمی چاکرمنشانه قرارمیدهند. نه ترس ازخدا و اشتباه گفتن و نه ازمآخذه  مردم و تأریخ دارند.

همچنان در جهت دیگر دستگاه استخباراتی آی اس آی از احساسات مذهبی بین پشتون های دو طرف سرحد تحمیلی و نام نهاد دیورند نیز استفادۀ ابزاری و سیاسی می نمایند. و با کُشتن روحیۀ وطن دوستى يا پاتریوتیسم  بین طُلاب مدارس مذهبی آنطرف سرحد، تلاش پیوسته زیرشعاراسلام بدون مرزجریان داشته و دارد.  اینکه دولت پاکستان به اسلام سیاسی باورمند است یا خیر؟ آگاهی اسلامی این رژیم را میتوان از فهم  وزیر داخله پاکستان و قرأت نتوانستن سُوۡرَةُ الإخلاص ) قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ (١) ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ (٢) لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ (٣) وَلَمۡ يَكُن لَّهُ ۥ ڪُفُوًا أَحَدٌ (صدور فتوای جهاد وجایزشمردن عمل انتحاری در کشورما درک کرد.

بازی های چندگانۀ شان مانند از بین بردن ملا عبید الله وزیر دفاع رژیم طالبان، عدۀ بیشماری قوماندانان برجستۀ  مجاهدین، همچنان ترور شخصیت های ملی گرای آگاۀ وطن دوست، زندانی نمودن ملا برادر و سائرمقامات بلند رتبۀ طالبان در زندان های پاکستان، تحویل دهی طالبان و مجاهدین به قوت های ائتلاف و فرستادن شان به زندان گوانتانامو، با تعقیب سیاست قند و قمچین تلاش هایست در واقع، برای گرم نگهداشتن تنور داغ جهت قضیۀ کشمیر، رقابت با هندوستان، شکستاندن شیرازۀ وحدت ملی افغانستان، ترس از حقوق وعدالت خواهی بلوچ ها وخیبر  پشتونخواه میباشد.

همه فرزندان با خرد افغانستان در حالیکه خواستار داشتن روابط دوستانۀ متقابل با همسایگان خود می باشند، سخت باورمند به وحدت ملی، منافع ملی، و تمامیت ارضی خود نیزهستند. تصور اشتباه آمیز و خوش باورانۀ حاکمان کشور مبنی برامضای پیمان های ستراتیژیک با امریکا و ساير قدرت های نیرومند جهان، که گویا مانع مداخلات همسایگان مُغرض ما خواهند شد، امروزکاملاً واضح و آشکار گردیده تا خود افغانها کفایت و استعداد حفاظت کشور خود را نداشته باشند هیچ کشور دوست نمی خواهند به نسبت سند ستراتیژیک، وارد میدان جنگ با کشورثالث شوند.

سیاست دنبال منافع است و نه دوستی! اینکه تاریخ 5 حمل 27 راکت پاکستان باردیگرخاک افغانستان را هدف قرار داد، آقای جان کٍری وزیر خارجۀ امریکا در برابر جواب سؤال ژورنالیست، که گویا در برابر تجاوز همسایگان موقف دوستان ستراتیژیک چیست؟ گفت: ما در تقویت نهاد های امنیتی کشورتان همکاری مینمائیم. جواب کاملاً واضح، روشن، و دیپلماتیک ارائه گردید. مردم آگاه ما پلان نا دُرست سیاست های ایجاد ملیشه سازی و اربکی سازی را، نتنها به سودی تقویت نهاد های امنیتی نمیدانند بلکه بنا برداشتن تجارب تلخ گذشتۀ ملیشه های گلیم جم خطرناک به حساب می آورند.

مردم، قدرت تشخیص دارند و درتناقُض گويی های عمدی، گُمراه نمی شوند. یکی به آن شوری شور ازموقف دولت فساد گُـستر، با چنان قاطعیت دفاع مینماید که گويِی این دولت در اثر یک انتخابات کاملاً شفاف، دیموکراتیک عادلانه، و توسط خود مردم به قدرت رسیده، با شایسته ترین افراد وطن دوست جامعه به اساس اهلیت، لیاقت و دانش مسلکی جهت خدمت گذاری بکار گماشته شده اند. صرف یگانه مشکل کوچک باقی مانده، مداخلۀ خارجی هاست و بس! جانب مقابل (خلع شده گان قدرت) که تا دیروز درپُست های کابینه، ولایات، مجلسین شورا و. . . بلند دولتی و امتیازات خاص را که در اختیار داشتند و دارند. با چنان بی نمکی، پُر رويی و مهارت گویا  درسنگر دفاع ازحاکمیت قانون، عدالت اجتماعی، حقوق بشری و سائرارزشهای مدنی قرارمی گیرند که مگرخود ایشان نه در فساد اداری، غصب جایداد های دولتی و شخصی، قاچاق مواد مخدر، کشیدن اسعاربه خارج از کشور و. . . هیچ سهم و نقشی نداشته و ندارند. علاوتاً بنابر منافع گروهی و پیوند های ضد منافع ملی ازعملکرد های منفی واشتباه آمیزقوای ائتلاف، درسنگردفاع ایشان نیز قرارمی گیرند.

اینجاست که نُخبه گان سیاسی افغانستان از تجارب زمام داران گذشته و بازی قدرت های استعماری قرن 19 بین روسیه و بریتانیا، تا بازی بزرگ جنگ سرد و ادامۀ آن بازی نو، برسرتقسیم مجدد منابع جهان، چیزی نياموخته.  پیوسته انرژی نیروهای وطن دوست کشور را، سیاسیون گماشته شدۀ بیگانه درتقابل و حذف فزیکی و سؤ استفاده ازاقوام ساكن کشور ضایع می نمایند. با توضیح موجز دو ضلع مثلث قدرت در12سال گذشته بهترین شانس ها و فرصت ها را در جهت خدمت گذاری مردم، تعالی و ترقی کشور و استفادۀ مؤثر از کمک های سرشار مالی جهان را بخاطر منافع تنظیمی، سمتی، فردی و اختلافات ساختگى درون نظام، ازدست دادند.

 

حال توجه هموطنان عزیز را به موقف ضلع سوم قدرت که عبارت از نيروى مقاومت طالبان و ساير مخالفان مسلح می باشند، جلب میدارم. وقتی بخشی ازمردم افغانستان، مستقیم یاغیرمستقیم از اشغال کشوریاد می نمایند، خود بخود مقاومت مطرح بحث قرار می گیرد. اینکه مقاومت کور است یا جور؟ مقاومت ملی است یا محلی؟ ارتباط به تمثیل  وعملكرد نیروی مقاومت مي گيرد. دراين بيش از يازده سال، تمام مخالفین مسلح از بی کفایتی، مظالم، نبود حاکمیت قانون و دولت، در ساحات مختلف کشورسود بُرده و برمردم بی دفاع ما حاکمیت نموده اند. بخشی از مردم محلات بنابر نبود دولت به دلایلی عدیدۀ از نیرو های مقاومت و طالب حمایت مینمایند. زورمندان قوای ائتلاف، دولت دست نشاندۀ فساد گستر بیکاره و مخالفین مسلح زورگو، ملت مظلوم را گروگان گرفته اند. پس اجازه دهید این فرزند بی مُدعای متعلق به ملت واحد افغانستان به نیابت از مردم اسیر و گروگان گرفته شده با استفاده از حق آزادى بيان، و انجام رسالت ملی خویش بگویم که:  هر سه ضلع مدعی قدرت در افغانستان يعنى حکومت ائتلافی آقای کرزی، ائتلاف آقایان جبهه به اصطلاح ملی، مقاومت مسلح وطالبان،  زورگو ميباشند.

منطقاً این ضلع مثلث نیز، نمی تواند مستقل باشد. زیرا پیش بُرد این جنگ های چریکی و فرسایشی در برابر قوی ترین و مجهز ترین پیمان نظامی ( ناتو ) و قوای ائتلاف بین المللی در رأس امریکا چگونه عقل سلیم حُکم می نماید که این مقاومت بدون حمایت های خارجی ایستادگی کرده و نیرومند ترین قوای جهان را به شگست مواجه سازند؟ .  صرف نظر از نيروهاى بشرى، سوق و اداره،  اکمال، تجهیز، تسلیح و نیاز مندی های عقب جبهه اعم از تداوی، دوا، داکتر، شفا خانه، معاشات، وسایط نقلیه، روغنیات و لوژستیک به منابع قوى مالى، تخنیکی و تبلیغاتی مداوم نیازمند میباشند. با وجود عواید از مدرک قاچاق مواد مخدر، اسلحه، عُشر گیری، دستان نیرومند و استخبارات کشورهای همسایۀ و رُقبای مخالف حضورامریکا در منطقه، نیز وجود دارند که این جنگ فرسایشی به قیمت خون شجاع ترین فرزندان جوان این خاک با عاقبت نه اندیشی به پیش بُرده میشود و صد افسوس که از نیرو و توان این جوانان برای اعمارکشور کار گرفته نشده و نمی شود.

اگر “ملتی چیزی را از آزادی بیشتر ترجیح دهد، آن ملت نه تنها آزادی بلکه هرچیز دیگررا نیز از دست ميدهد. البته آزادی امروز مفهوم تعریف کلاسیک قرن 19 را ندارد.” اینکه تلاش های سیاسی اخیر طالبان، به گُشایش دفترقطر، کنفرانس پاریس، دیدارها با کشورهای اروپایی، امریکا و کشور های اسلامی، منجر گردیده همه نشانه های از نتایج ملموس این ضلع مثلث قدرت درمقابل دوضلع دیگر مثلث قدرت، میباشد. اماهمۀ مُدعیان بازیگر باید این درس را از گذشته آموخته باشند که اگر زمینۀ اشتراک شان در کنار ساير نیروهای رقیب، بلاثر تلاش های کشورهای ذینفع درقضیه، جهت ایجاد حکومت مشترک در آینده مساعد گردد. چگونه نیروهای مدعی قدرت میتوانند که اطمینان خاطر به ملت داغدار و تشنه به صلح افغانستان بدهند كه! كشورشان يكپارچه باقى ميماند! و زيرنام فدرال به تجزيه كشانده نمی شود، تضمین تساوی حقوق مردم در برابر قانون، حقوق پا مال شدۀ مظلومان، مشکل استرداد جایداد های غصب شدۀ مردم، تأمین عدالت اجتماعی، تضمین حق کار و تساوی حقوق تعليم و تحصیل زنان و مردان درچوکات فرهنگ و سُنن پسندیدۀ ما بشمول ايجاد زمينه هاى اشتغال و احداث پروژه هاى عمرانى در یک صلح پایدار وعادلانۀ قابل قبول به اکثریت مردم افغانستان تأمين میگردد؟

 

ناگـُفته پیداست که:  یگانه راه حل معقول معضله، مذاکره، تفاهم و سهم شایستۀ  شورای امنیت سازمان ملل متحد و کنفرانس کشورهای اسلامی میباشد.  که نخُست از همه نیروهای رقیب را به یک آتش بس قابل اعتماد و دوام دار به تفاهُم رسانیده، و از قتل، کُشتار، تلفات مردم بیگناه جلوگیری نمایند، تا اینکه فضای اعتماد بوجود آید.

بلاثر این فضای مساعد بوجود آورده شده، مردم افغانستان در صلح وآرامش از طریق یک انتخابات شفاف، عادلانه ، دیموکراتیک و سراسری زعامت آیندۀ خویش را با مشروعیت بزرگ ملی به نمایش بگذارند. تا باشد که زعامت مشروع با حمایت گُستردۀ مردم افغانستان و حمایت جامعۀ جهانی بوجود آید.

پیشنهاد این خیر خواۀ وطن،  به همه نیروهای مدعی قدرت و درگیر این است که: با ترس از خداوند(ج) وترحم به خود و مردم عذاب کشیدۀ افغانستان شورای متشکل از افراد آگاه سیاسی و نیک نام که دربحُرانات گذشته و کنونی دخیل نبوده باشند، تشکیل و به طرف انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری کشورمشترکاً به پیش روند.

 

مُخ پر وراندي دیو موتي او پیاوري افغانستان په لوري!

 

و من الله توفیق

 

پایان

همدا راز وګورئ

f-image

از زن آزاری و زن ستیزی تا زن ـ کفانی و زن ـ جهادی

  به قلم الهه افتخار   از زن آزاری و زن ستیزی تا زن ـ …

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *