سه شنبه، 17 اکتوبر 2017

سالیکه گذشت



سالیکه گذشت
 
یک سالی دگر زعُمر دلهُره گذشت
با آنکه نبوده ایم شاد سَره گذشت
ازبسکه بدرد و رَنج آغشته شددیم
کوهی زغم آمدو چنان ذره گذشت
با آن همه سالی بهتری بود چرا؟
بدونِ شلاق و خِمچه و دِره گشت
سالی که زِ انتحار و بَم خون بارید
از هر دمِ تیغی قاتلی بره گذشت

سالی که از انفجارو از آتش و دود
ازتوپ وتفنگ بگوشها غُره گذشت

سالی که فساد و ظلم بیداد نمود
بر توده ای مردمان ما کُرْه گذشت
سالیکه غریب بَلُقمه نانی محتاج
ازکارِ زیاد بدست و پا کرَه گذشت
سالیکه تمامی مُفتخوار بیغم بود
شب ها به پلو،صبح باکره گذشت
سالیکه بِرفت سالی نا میمون بود
در زندگی باز، دیگری مَرّه گذشت
سالی که فروغِ آفتاب خون بارید

بی ماه شبِ سیاهِ ما قَره گذشت

24/3/2013
با تقدیم احترام فروغ از لندن

سره =نیکو خوب
کره= چیزیکه دیگران نپسندند
کره= پوست دست که ازکارزیاد سخت وپینه شود
کرَه= مسکه ایکه ازشیر بدست میآید
قره= سیاه
مَرّه= نوبت ، بار،کرت

غُره= صدای یاغُرش حیوانات درنده

همدا راز وګورئ

f-image

نامۀ دختری به پدران وطن

نوشته از پوهندوی شیما غفوری نامۀ دختری به پدران وطن    پدران افغانستان تا کی …

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *