سه شنبه، 17 اکتوبر 2017

گل سُرخ

 

گل سُرخ
 
بخند ایدل که وقتِ خنده آمد
گلی سُرخی مزارو ژنده آمد
قدومِ سال نو میدار گرامی
زِ لاله هر طرف آگنده آمد
بهاران هر کجایی سبزو خُرم
زمین و باغ را ارزنده آمد
طبیعت گشته زیبا ودل افروز
گل و بلبل بهم زیبنده آمد
زمان کشت وکار آمد برادر
زخالق التفات بر بنده آمد
زِ رویِ دل غباری پار بردار
نگر در پیشر و آینده آمد
برایِ خود بنای زندگی ساز
بدان که حاصلش پاینده آمد
مشو تسلیم دردو رنج و ازغم
اگر چه سال ها توفنده آمد
مریز در آسیاب دشمنان آب
سرِ ما سنگ ها گردنده آمد

قمار دوستی ها را بباختیم
که فالِ دشمنان فرخنده آمد
مزن دگر بگلزارِ خود آتش
زِ هر سو بلبل پر کنده آمد
فروغ صلح را پیشواز میدار
که اهل جنگها شرمنده آمد

22/3/2013
باتقدیم احترام فروغ از لندن

همدا راز وګورئ

f-image

نامۀ دختری به پدران وطن

نوشته از پوهندوی شیما غفوری نامۀ دختری به پدران وطن    پدران افغانستان تا کی …

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *