چهارشنبه، 13 دسمبر 2017

بخشی ازعوامل ادامــﮥ تراژیــــدي

دوکتور صلاح الدین سعیدي – سعیدافغاني                                                                                          ۱۳/۰۱/۲۰۱۲                                              

بخشی ازعوامل ادامــﮥ تراژیــــدي   

 

در پدیده های اجتماعی عوامل مختلف تأثیر دارند که بعضی ازین عوامل اساسي و بعضی دیگر فرعی میباشند. در حالت ما ودر تراژیدی ملت و مردم ما  میتوان این عوامل را عوامل داخلی و خارجی، عوامل که رفع ان در دست ماست و عواملیکه خارج از امکانات عادی ماست دید و مطالعه کرد.  درین راستا موقعیت جغرافیایی، همسایه های قوی، فهم لایک و متکی به رهبران دینی مردم ما بیشتر به علت عدم آگاهی مستقیم از منابع اسلامی به علت اینکه  منابع اساسی اسلام (قرآن کریم و حدیث پیامبر اسلام) به زبان عربی است و مردم ما به آن زبان تکلم ندارند، خود خواهی ها، عدم فهم دقیق از مفاهیم دیموکراسی، اقتصاد بازار آزاد قرن حاضر، حرض و آز آزمندان، جهالت و فتنه گری های  مختلف و دهها عامل دیگر اصلی و فرعی را میتوان نام برد. اما درین جا به دو سه عامل اساسی موجود عدم رسیدن به صلح کامل و شامل مردم و بقای خطر صلح جهانی توجه شما را جلب میکنم. قبل از تمرکز به اصل مطلب به یک مثال از خود خواهی های موجود درداخل حلقات حاکمیت و خارج ازآن حتی کابل میپردازم.

محترم عبدالرب رسول سیاف چندی قبل فتوی دینی حرام بودن عمل انتخاری را صادر کرد و مسلمانان را به وحدت و یکپارچگي،  برادری و اخوت اسلام دعوت کرد. گذشته از سوابق کاری خود جناب شان و گذشته از بحث مستند بودن و عدم مستند بودن این فتوی بر اصول ومنابع دینی ویا گذشته از برحق بودن و عدم برحق بودن فتوی و گذشته از مواضع جانب مقابل  ویا به صورت عمده حرکت طالب و حزب اسلامی و دیگر گروه های دینی و تلاش های انفرادی ضد دولت حامد کرزی. باید گفت که جناب سیاف به چند مشکل  عمده و اساسی دیگر نیز روبرو اند. اگر قرار شود که سخن و فتوی جناب سیاف قوت پیدا کند و بر دل افغانها درین طرف ومردم مرتبط به حاکمیت بنشیند این کار و حالت  سبب قهر، عدم موافقه و کار شکنی گروه ها و افراد خود خواه مواجه خواهد شد که سرمایه گذاری های بزرگ بر تفرقه های قومی ،  لسانی و منطقوی کرده بودند و موجودیت و مطرح بودن خویش را در چاغ بودن این فتنه ای میبینند.  اینک جناب سیاف ازین مرز های عبور میکند وبه این ترتیب  امید های این زعما و رهبران؟! تاجر سیاسی و تاجر به خون ملت افغان را به باد فنا میدهد، برای شان قابل قبول نه خواهد افتاد. از جانب دیگر عامل خارجی که کشور های منطقه و استخبارات شان برای تفرقه بین مسلمانان و کار برای منافع خویش با این تفرقه های قومی،  زبانی و لسانی سرمایه گذاری کرده بودند و میکنند که این خود  عمل مانع و ایجاد گرد مشکل درین راستا خواهند شد.  این وضع و این حالت نظریات  و مجریان نظریات فراتر از قوم و اتحاد اسلامی را سرحد از بین بردن فزیکی مورد پیگرد قرار خواهد داد.  لذا این حالت به ذات خود مانع بزرگ در امر صلح و ادامهء تراژیدی ملت و مردم منطقه است.

مسأله تأکید پیگیر  بر رهایی زندانان حرکت طالب از جانب پاکستان باید سوال اساسی را با خود داشته باشد که منظور از مصالحه و توافق سیاسی توافق به هرقیمت نیز نیست. حرکت طالب جزء چهرﮤ سیاسی کشور است نه کُل آن. و اینکه تمرکزبه این است که به جهانیان روشن ساخته شود که چرا افرادو شخصیت های معیین از مردم  ما که به سخن صلح و مفاهمــﮥ سیاسی رو میاورند از جانب مقامات پاکستانی یا زندانی، نابود ویا هم موانع بازگشت به پاکستان از جانب پاکستان برای شان ایجاد میشود؟

مصالحــﮥ سیاسی معاملــهء پشت پرده و تقسیم غنایم هم نیست. مصالحهء سیاسی  مانند یک پروسه آماده کردن زمینه برای حاکمیت بر قلب هاست.

مردم ما تشویش و به جا تشویش دارند که دریک معامله سرنوشت ما به حالت نرسد و به کسې سپرده نه شود که ملت خواهان آن نیست و به حالت مواجه نه شویم که ملت به حاشیه کشیده نه شود. این تشویش به جای، موجه و برحق هم است. 

مسألــﮥ دیگر اینکه در مصالحه و مذاکرﮤ بین الافغانی گذاشتن شروط التماتیمی و اینکه یا شرط من را قبول کن و یا مذاکره نمی کنم طرح دقیق، موجه و عادلانه نیست. درین راستا باید یگانه شرط با در نظرداشت حالات و اوضاع کشور ما شرط افغانیت، شرط اسلامیت، شرط انسانیت و اصول عامل غیر قابل نقض بشری باشد. میدانیم همین شرط اخیر قابل بحث است اما هست مسایل عام که میتوان به آن توافق کرد. طلب علم و مقام انسان و زن در تمام ادیان آسمانی جایگاه خاص وبلند خویش را با تفاوت های سیلقوی معیین دارد.

درین راستا برای آغاز گپ و سخن، مصالحه و مفاهمـﮥ سیاسی به غیر از شروط بالا تأکید کردن اولی به قبول قانون اساسی افغانستان وتأکید برای قبول امارت اسلامی و ….. شروط اند که تراژیدی مردم افغانستان و خطر امر صلح منطقه و جهانی را ادامه خواهد داد.  باید توافق کنیم که بدون ارادهء ملت کدام توافق اساسی درمسایل کشوری نمی کنیم. ما باید توافق کنیم که عوض تفنگ و تانک و درون  باید عقل و منطق سلیم و عینی نگری اساس قرار گیرد.

هست وزمانی  خواهد رسید  که حال با شروط بهتر قبول نمی کنیم اما  فردا با شروط بس ذلیل کننده به قبول آن مجبور خواهند شد. منطق سخن درین است که احزاب ، سازمان ها ، گروه ها ،  جنبش های و جمعیت های موجود در صحنهء سیاسی کشور ما برنامه ها و نسخه ها برای حل مسایل مطروحهء کشور دارند و این حق شان نیز است. سوال درین است که این نسخه ها از هر مرجع و منبع باشد زمانی مشروعیت تطبیق قانونی پیدا خواهند کرد که مردم و ملت بر حق  تطبیق آن صحه بگذارند. مردم افغانستان مسلمان اند و انتخاب خویش را دارند.  علماء وروحانیون و پیشتازان کشور نیز در انتخاب ملت آنها را در روشنی منابع اصلی افغانی و اسلامی مساعدت نموده و ممد خواهند شد. اما نباید آنها توسط اینها تعویض یعنی نباید نخبگان عوض ملت تصمیم گرفته و به این ترتیب ملت به حاشیه کشانده شود. چنین وضع در حالت بهتر حاکمیت های تجرید شده را ایجاد میکند وحاکمیت های تجرید شده قوت لازم سیاسی برای اجرا وتجارب نشان داده حاکمیت های تجرید شده توان تطبیق برنامه های خوب را هم ندارند. برای تکمیل بحث باید گفت که حتمی نیست  مظهر ارادهء ملت و نماینده های ملت به طور همیشه بهترین نخبگان، پروفیسوران ، داکتران و استادان جامعه باشند. خوشا بحال ملت که نماینده های خویش بهترین نخبگان جامعه انتخاب بدارند.

واپس به اصل موضوع :  لذا  درمصالحه و مفاهمهء سیاسی به مفهوم درست کلمه تأکید  برشروط غیر از شروع اولی و اساسی که در ابتدا ارایه کردم راه حل عملی ندارد و حتی میتوان آڼرا توهین به معتقدات خویش توجیه کرد.  اصول و به این سازمان ها و احزاب و گروه های سیاسی به ذات خود که مشروعیت تطبیق نسخه های خویش را بجای ملت از گروپ های مشروع و غیر مشروع نشسته در میز مذاکره مطالبه کنند.

میز مذاکر و مصالحــﮥ سیاسی توافق و تفاهم ابتدایی برای یافتن راه های است که عوض تفنگ و تانک و دور زدن از ملت و به حاشیه قرار دادن آن، اننتخاب ملت اساسی و تعیین کننده شود.

لذا درین نشست های ملی و المللی ، درنشست های بین الافغانی و یا با جامعــﮥ  مطالبــﮥ آنچه متقابل که آن حق ملت است برخورد درست ، سازنده و معقول نیست. جانب مقابل و افراد و گروه های نشسته به دور میز برای بی هویت سازی یگدیگر، تحمیل نسخه ها بر یکدیگر ویا هم  برای تشکیل ائیتلاف و اتحاد  حزب و سازمان واحد گرد هم نه آمده اند. هدف ازین نشست ها وتفاهمات اولی درین است که چطور زندگی سیاسی و کار و مبارزه برای گرفتن مشروعیت اهداف  و برناههای که ما به درست بودن آن معتقدیم، متمدن شده  و مردم انتخاب کننده های اصلی شوند، میباشد.

ما حق نداریم فرصتهای مناسب  را از دست بدهیم.

ما حق نداریم سبب ادامـــﮥ بقا این حالت ناگوار و تراژیک شویم.

ما حق نداریم زمینه ساز باقی ماندن  در آلـــﮥ دست بیگانگان شده و از فرصت های موجود استفادهء اعظمی  مثبت وخیرنه کنیم.  مسؤولیت ایمانی و وجدانی ، اسلامی و تاریخی ما حکم مکیند که به اشتباهات به موقع متوجه شده، عینی گرا، واقعبین و دلسوز به ملت بود و بر خود و کشور خویش ترحم کنیم. درغیر آن ایمان، وجدان، تاریخ انسانیت مارا محکوم خواهد کرد و درین فرصت کوتاه انسانی که داریم رسالت خویش را بجا نه خواهیم آورد.

 

درین راستا وضع کشور ومردم ما بس حساس است . وضع درموارد معینی به لبــﮥ پرتگاه رسیده و مسأله هست وبود مطرح است.  ما اصلاوقت برای ضایع کردن نداریم. فرصت های خوب از دست رفت و این حالت ادامه دارد. حقایق و راه های حل ددرست را با نشر وبخش بیشترو عام ساختن آن نیز مساعدت خیر کنیم. آنهای که نشان میدهند تلاش خیر دارند و مورد اذیت ، فتنه ، حیله و مکر قرارمیگیرند با تمام قوت پشتیبانی و کسانیکه به فتنه، فریب وبه جان هم انداختن مردم ما به نام قوم، سمت و منطقه قرار دارند و دسیسه و فتنه میکنند تجرید ، مستند افشاء و به این ترتیب مکر و حیله و فتنهء شان را  ناتوان سازیم.

برماست با شناخت و اعتراف به عدم موفقیت ها،  مشکلات،  شناخت دقیق از وضع و عوامل آن  متوجه رسالت خویش شده، در پهلوی دیدن عینی وضع راه های حل را مطرح و پیشکش نموده و عام فهم سازی آن کار قوی نمایم.

به این ترتیب بر ما تا این کشتي درحال غرق شدن را به کشتي نجات ساخته و نقش خویش را لو بسیار بسیار کوچک هم باشد اداء کنیم.                         پایان

همدا راز وګورئ

f-image

از زن آزاری و زن ستیزی تا زن ـ کفانی و زن ـ جهادی

  به قلم الهه افتخار   از زن آزاری و زن ستیزی تا زن ـ …

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *